ارزش ـ بافت ـ فضا ـ نقطه ـ نور

نخستین دوره درسگفتارهای سالانه / زمستان 1392

از نخستین روزهای فعّالیت «انجمن علمی فضای معماری نو ایران»، پس از تشکیل رسمی‌ـ‌قانونی‌اش در سال 1391، همکاری‌های درونی محفل دوستان «فضا» چنان بود که برپایی دورۀ درسگفتارها را ثمری روی به جامعۀ علمی می‌دانست و به‌همین‌سبب بود که در یکی از آغازین نشست‌ها، پنج تن از همکاران صمیم انجمن، داوطلب دایرکردن فضایی علمی و ارائۀ گزارش‌هایی شدند که می‌توانست گام نخست برای رسیدن به نظریات بنیادیِ موردنظر انجمن‌علمی باشد.

در این نشست، دکتر محمدمنصورفلامکی، استاد محمدرضااصلانی، دکتر حمیدرضااردلان، مهندس فرامرزپارسی و دکتر کوروش‌متین، همگی خواستار گزینش مقوله‌هایی شدند که دارای قدر و شأنی کانونی در روند و تداوم تلاش‌هاشان باشد.

ازاین‌روی «نقطه» جای خود را یافت و «نور» بر آن تابید تا خوانش کمّ و کیف دگرشدن‌های نظم‌یافتۀ «نقطه» را ممکن کند و بازشناسیِ درستی به‌دست‌دهد از آنچه که در گسترۀ «نقطه» به‌کمک «نور» قابل‌رؤیت می‌شود و کارایی‌هایی انسانی‌ـ‌مدنی پیدا می‌کند. همچنین مقولۀ «ارزش» به‌مثابه موجودیّتی که هرآینه در جامعۀ انسان‌های شهری و روستایی‌ زاده‌نشود و رشد‌نکند، گویی نوری بر آن نتابیده‌است، به میدان‌آمد. در این گستره بود که «فضا» مطرح‌‌شد تا مگر وجوه قراردادی و ضمنی تفاهم‌های انسان‌ها را با عنایت به هویت‌های کمّی‌ـ‌کیفی مکان، به‌میان‌آورد، با تکیه بر فرآورده‌های هنری‌، به‌عنوان غنی‌ترین و ظریف‌ترین دست‌آوردهای انسان‌ها، به ذات پیوستگی‌ها و وابستگی‌های مفهومی نظم‌یافته میان انسان‌های فرهیخته بپردازد و همچنین، به‌کمک تعریف مبسوط و ابزارمندی که برای «بافت» ‌می‌آورد ـ و مصداق‌های آن را در موسیقی معرفی‌می‌کند ـ به نگرش‌ها و پژوهش‌های علمی‌ـ‌نظریِ مطرح در دیگر مقوله‌ها، وجه ملموس دهد.

پنج مقوله‌ای که به اختصار نام برده شدند، بیش‌ازهرچیز به‌دلیل اینکه نخستین سخن‌ها بودند و نمی‌خواستند به وابستگی‌ها و پیوستگی‌های متقابل خود بنگرند، هریک، مستقل از چهار مقوله‌ی دگر به‌میان‌آمدند؛ «فضا» اگر می‌خواست در نخستین گام‌هایش برای تعریف خود، رابطه‌هایش با «نور» را به‌میان‌آورد، از خود نیز بازمی‌ماند و «بافت» هرآینه می‌خواست به «نور» و به «نقطه» بپردازد، باید از پیش خود را برای این مهم ابزارمند می‌کرد و جز این‌ها جمعی که پنج مقوله انتزاعی پیش‌گفته را تجربه‌می‌کرد، درون خود و در طول دقیقه‌هاـ‌ساعت‌های قبل و بعد از هر گزارش، سخن داشت: خواهی به پرسش، خواهی به نقد و خواهی به توقع.